آلودگی این روزهای تهران یک‌جورایی به نفع من شد... چون دایی‌هام در این تعطیلات به اینجا اومدند و من می‌تونم برای یادگیری مفاهیم زبانم از اونها کمک بگیرم.

دیشب درباره لغتmisrepresentation  از داییم سوال کردم... اگر بخواهیم این لغت رو در دیکشنری‌های ابتدایی جستجو کنیم به این معنا می‌رسیم:«بدجلوه» که خب مفهومش در حقوق پر از ابهام هست و سوال‌هایی مثل این ایجاد می‌کند که در کجا استفاده می‌شود؟ چه کاربردی دارد؟ اصلا چه چیز را بدجلوه می‌دهند؟

اما کسی مثل دایی من که سال‌ها در خارج از ایران زندگی کرده است حتی اگر به اصطلاحات حقوقی آشنا نباشد می‌تواند مفهوم آن را بفهمد.

 misrepresentation: وقتی من کسی را نماینده می‌کنم که به نمایندگی من قراردادی را با کسی ببندد و امضا کند اگر این شخص به تقلب واقعیت را جور دیگری نشان بدهد و با این قلب واقعیت شخص مقابل فریب بخورد و قرارداد را امضا کند این معنای این لغت می‌شود.

زمانی این لغت معنا پیدا می‌کند که شخص مقابل اغفال شود و این عمل با تدلیس انجام شود.

به شخصی که قلب واقعیت کرده representor می‌گویند و به شخص مقابل که فریب خورده representee می‌گویند.